منشی سعی میکنه بیمار رو که یه خانوم میانساله قانع کنه که همه جا نسخه ی اپتومتریست آزاده و دفترچه قبول نمیکنن. اما اون خانوم اصرار داره که همیشه با دفترچه حساب کرده. به نتیجه نمیرسن و میره میشینه . منشی روشو میکنه به من و شروع میکنه به غر زدن : انگار تازه اومده شهر. هرچی میگم باز حرف خودشو میزنه.
لبخند میزنم .
ازینور خانومه دم گوشم میگه : فقط میخوان تا میتونن بچاپن از آدم ، شده هزار تومن بیشتر .
به اونم لبخند میزنم .
برچسب: حوصله ای نیست,اگرم هست دگر حوصله ای نیست,دگر حوصله ای نیست,دیگر حوصله ای نیست,دگر حوصله ای نیست داریوش,شعر دگر حوصله ای نیست,که دگر حوصله ای نیست,گله ای نیست حوصله ای نیست,دانلود آهنگ دگر حوصله ای نیست,
نویسنده: ماهان رستمیان